کاری جدید از ناناز مامانی
امروز مشغول جارو کشیدن خونه بودم که دیدم یهو در خونه باز شد و کیانا هم کنار در ایستاده،گفتم شاید در رو محکم نبستیم،ولی یهو گفتم نکنه کیانا تونسته بازش کنه؟!از کیانا خواستم تا در رو باز کنه دیدم بله ناناز خانم قدش دیگه به دستگیره میرسه و در رو باز میکنه.برای همین دیگه قفل میکنم. دخترکم روز به روز کلمه های جدیدی یاد میگیره: ماست=ماشت موز=موش آینه=آینا حوله=اوله کفش و دمپایی=دَیش نشستن=اَیش ...
نویسنده :
مامان نازی
0:32
کیانا دوستت دارم !
دخترم دوستت دارم ! دخترم به توزندگی را خواهم اموخت اما خودت بهتر ازمن بیاموز درست زندگی کردن را بیاموز اگر دلت شکست اشک درمانش خواهد بود اگر ترسیدی توکل به معبودت درمانت میشود دخترم بیاموز که مهربانی دلیل نمیخواهد اما به کدام انسان مهر ورزیدن حتما دلیل میخواهد ....حتما دلیل میخواهد ... با کدام پرنده پریدن فکر میخواهد دخترم عشق منطق نمی شناسد اما چگونه عاشق باشی دلیل میخواهد دخترم دنبال نام نباش که مهربانی به مهربانترین مخلوقات خدا ترا نامی خواهد کرد دخترم ترا نامی نیک نهادم و دوست دارم که تورا درخوشنامترین مردم در نزد خدا ببینم هرچند اگر ان زمان در کنارت نباشم اما در ا...
نویسنده :
مامان نازی
0:10
ﺧﻮﺷﺒﺨﺖ ﺑﺎﺷﻴﺪ...
ﺧﻮﺷﺒﺨﺖ ﺑﺎﺷﻴﺪ... ﻫﻤﺎﻥ ﺑﺎﺷﻴﺪ ﻛﻪ ﻣﻲ ﺧﻮاﻫﻴﺪ. اﮔﺮ ﺩﻳﮕﺮاﻥ ﺁﻧﺮا ﺩﻭﺳﺖ ﻧﺪاﺭﻧﺪ, ﺑﮕﺬاﺭﻳﺪ ﻧﺪاﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻨﺪ, " ﺧﻮﺷﺒﺨﺘﻲ ﻳﻚ اﻧﺘﺨﺎﺏ اﺳﺖ " ﺯﻧﺪﮔﻲ, ﺭاﺿﻲ ﻧﮕﻪ ﺩاﺷﺘﻦ ﻫﻤﻪ ﻧﻴﺴﺖ ...
نویسنده :
مامان نازی
23:28
البومی از دلیل بودنم!
کیانای من!با اینکه تازگی ها مامان رو اذیت میکنی با جیغات، با جیغات، با جیغات،... اما عاشقانه میپرستمت و دوست دارم! نازگلم!خدا کنه برای تو بهترین مادر باشم و صبرم در برابر جیغات بیشتر بشه و بی تفاوت بگذرم از جیغ های نازت! کیانا! تک تک سلولهای منی! دخترک فنی من شیطنتها اخرسر باعث کبودی لپ های نازکم شد.از پله افتاد و خدارو هزاران بار شکر که اتفاقی بدتر نیوفتاد. نازگلم تازه از خواب بیدار شده عروسکم بعد از ریخت و پاش های روزانه حالا شروع به کرم زدن میکنه! ...
نویسنده :
مامان نازی
0:34
بستنی خوردنت رو دوست دارم.
عسل مامان عاشق بستنی اونم از نوع کاکائوییشه. الهی همیشه سالم باشی ملوسکم. ...
نویسنده :
مامان نازی
1:13
واکسن یکسال و نیمگی
دخترک ناز من،ماه آسمونم،خورشید تابان زندگیم،قلب تپنده من،خون در جریان رگهام،خنده روی لبم،امید زندگیم، دوستت دارم الهی که هیچ وقت نه تو و نه هیچ کوچولوی دیگه ای مریض نشن. دخترم در تاریخ 13/5/92 با 2 رو تاخیر واکسن یکسال و نیمگیش رو زده اینجا عروسکم تب کرده و نمیتونست پاهاش رو تکون بده مدام به من میگفت مامان درد.یعنی مامان پاهام درد میکنه .بمیرم عروسکم تا نبینم درد بکشی.و اشاره میکرد کرد که این سوییشرت رو هم بنداز روی پاهام.روزی که واکسن زد کلا تا صبحش تب داشت و فرداش کمی بهتر بود و خیلی با نمک راه میرفت و کلی ناز میکرد البته واقعا درد داشت الانم هنوز جای واکسنش سفته. ...
نویسنده :
مامان نازی
1:48






